خرید بک لینک
بازم بیخوابی زده به سرمتازه امروز مثلا روز پرمشغله ای داشتم و باید از فرط خستگی بیهوش بشم!!دیشب با خودم از اطرافیان بیخودم میگفتم!از این که حتی دیگه کسیو برای معاشرت نمیشه پیدا کرد!از دوستام که به طور کامل قطع امید کردم و مطمٸنم هرگز قرار نیس ازشون دعوت کنم بیان خونه یا پیشنهاد بیرون رفتن باهاشون رو بدماز فامیل هم که بعد از اون ماجرای کذایی که پیش اومد دیگه همون تعداد اندکی که برام معتبر بودن از چ

برچسب: بدون, نویسنده: پویان اسماعیلی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 8:59

ساعت از سه شب گذشته و من همچنان بیدارخواننده داره آهنگشو میخونه و من نم اشکم میادراستش حتی نمیدونم برای چی دارم گریه میکنم؟!برای کدوم یکی از آرزوهام که با دستای خودم چال کردم و فاتحشونو خوندم؟؟؟؟از دست کی میشه گله کرد؟پیش کی میشه گله هاتو برد؟از عشق و عاشقی که کاملا نفرت پیدا کردمبه چی باید دلخوش باشم؟؟مگه نمیگن آدم بدون امید برای زندگیش یه لحظه ام دووم نمیاره؟پس چرا منه سگ جون اینهمه وقت بدون هیچ

برچسب: قهرم,گرفته, نویسنده: پویان اسماعیلی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 8:59

اینجا من می نویسمخـــودم رالحظه هـــایم راعصبـــانیتم رادلتنگی هـــایم راغرغر هـــایم راگله هـــایی که هیچگاهبه زبـــان آورده نمیشـــوندو مدام نوشتـــه میشونـــدچیزهـــاییکه روزی آزارم میـــدادهخـــودم راتـــورااوراهمـــه راتوی آشفته تریـــن لحظاتهـــم مرا ببینی ظاهـــرم آرام استاما اینجـــا کلمه هام فریـــاد استاینجـــا مال مـــن استمال خـــودمهر جـــور دلم بخواهـــدتوش مینویســـمتا آرامم کنـــد

برچسب: نویسنده: پویان اسماعیلی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 8:59

من یه اخلاقی داشتم یا شایدم هنوزم دارمکه دیگران اسمشو گذاشتن (بچه بازی در آوردن) !!این صفت وقتایی به من داده میشد یا شاید در آینده هم داده بشه که رگ لجبازیم گل میکرد!من تا این سن که رسیدم هیچکس رو ندیدم که حداقل از خودم بزرگتر باشه و بشه این صفت رو بهش بدن!اما چن روز پیش یکی که هم سنش ازم بیشتر بود و هم فکر میکردم شخصیتش خیلی آدم حسابیه، یه رفتاری نشون داد که با وجود اینکه منطقم میگف رسما بهم توهی

برچسب: جالب, نویسنده: پویان اسماعیلی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 8:59

زن های احساسی همیشه چوب احساسات بیش از حدشون رو میخورنزن های وفادار همیشه چوب وفاداری و بیخیال عالم و آدم شدن بخاطر یه نفر رو میخورنزن های رو راست و صادق همیشه چوب این صداقت زیادیشون رو میخورنو چقد تلخ که یک زن بخاطر داشتن صفاتی که ما آدما از اولین شرایط انسانیت میدونیم چوب بخورن!اونقد که از احساساتشون ، از وفاداریشون و از صداقتشون حالشون بهم بخورهاونقد که بیس چاری با خودشون بگن کاش خلاف این رفتار

برچسب: انتظار, نویسنده: پویان اسماعیلی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 8:59

اصلا خودمو درک نمیکنم!!درست همین الآن که چند ماه گذشته و به خودم تسلی دادم که تموم شدن اون عشق به نفعم بوده باید دلتنگ بشم؟!!چرا آخه؟؟چرا منه خر دلتنگ کسی میشم که اصلا منو یادش نیستکسی که اونقد با این و اون خاطره داره که من و خاطراتم توش گمیمدلم میخواست شماره اشو بگیرم و مثه قبلنا یکی دو ساعت فقط حرف بزنم از همه چیز بگم و آخرشم طبق عادت بگم حرفای خوب بزنه برام ، و بعد چشامو ببندم و بشنوم حرف خوبای

برچسب: استعمال,خاطرات, نویسنده: پویان اسماعیلی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 8:59

اینجا من می نویسمخـــودم رالحظه هـــایم راعصبـــانیتم رادلتنگی هـــایم راغرغر هـــایم راگله هـــایی که هیچگاهبه زبـــان آورده نمیشـــوندو مدام نوشتـــه میشونـــدچیزهـــاییکه روزی آزارم میـــدادهخـــودم راتـــورااوراهمـــه راتوی آشفته تریـــن لحظاتهـــم مرا ببینی ظاهـــرم آرام استاما اینجـــا کلمه هام فریـــاد استاینجـــا مال مـــن استمال خـــودمهر جـــور دلم بخواهـــدتوش مینویســـمتا آرامم کنـــد

برچسب: دیشب, نویسنده: پویان اسماعیلی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 8:59

دارم از کلافگی میمیرمامروز نزدیک بود از شدت احساساتی که اینهمه سرکوبشون کرده بودم و حالا میخواستن باز بروز کنن دست به یه کاری بزنم که پشیمون بشمآرهههههمنه احمق میخواستم به توعه مغرور و بی کله پیام بدمهمش هم تقصیر توعه با اون نوشته های کوفتیت که نمیفهمم دوسم داری یا نهواسه همین تا مرز پیام دادن بهت رفتماما بیخیال شدمشاید هرکی این نوشته رو بخونه با خودش بگه بخاطر غرورمه که چند ماهه یه جوری رفتم که ا

برچسب: نشونه, نویسنده: پویان اسماعیلی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 8:59

اینجا من می نویسمخـــودم رالحظه هـــایم راعصبـــانیتم رادلتنگی هـــایم راغرغر هـــایم راگله هـــایی که هیچگاهبه زبـــان آورده نمیشـــوندو مدام نوشتـــه میشونـــدچیزهـــاییکه روزی آزارم میـــدادهخـــودم راتـــورااوراهمـــه راتوی آشفته تریـــن لحظاتهـــم مرا ببینی ظاهـــرم آرام استاما اینجـــا کلمه هام فریـــاد استاینجـــا مال مـــن استمال خـــودمهر جـــور دلم بخواهـــدتوش مینویســـمتا آرامم کنـــد

برچسب: نویسنده: پویان اسماعیلی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 8:59

صفحه بندی